یکی از دوستان بسیار عزیز پرسیده‌اند:
سلام.من هنوز نمی‌دونم فرق نماد با استعاره چیه؟برداشت من اینه که نماد در متن های مختلف با توجه به متن معنی می شه مثلا سیاهی در متن مذهبی گمراهی- کفر و...در متن سیاسی وضعیت بد جامعه و... اما استعاره همیشه (اگه مکرر باشد و سنتی) یه معنی. مثلا گل همیشه معشوق یا لعل همیشه لب. البته هر عصری استعاره های جدیدی به استعارات قبلی اضافه می شه.خوب اگه تا این جا برداشت من درسته لطفا بفرمایید آیا هر نماد در متن یه استعاره نیست؟
پاسخ:
آنها که نگاه فلسفی به زبان دارند، هر نوع بازی مجازی را استعاری می نامند؛ اما در بحثهای بلاغی نماد و استعاره تفاوت دارند.
استعارۀ گل و لعل (به قول شما مکرر و سنتی) درخوانش ادبی ما تک معنایی شده اند یعنی در سنت ادبی معنای نزدیک به قرارداد و کلیشه پیداکرده اند. اینها را گاه استعارۀ مرده می شمارند. در طی زمان به نشانه های گفتمانی هم بدل می شوند: یعنی نشانه هایی که برچسب گفتمان تغزلی فارسی دارند. تولد،کهولت و مرگ استعاره و نماد اساس دگردیسی زبان و سبک ادبی و یکی از بحثهای جدی در نقد ادبی است.
اما تفاوتهای استعاره و نماد
استعاره جانشين يك واژه است. نمادجانشين انديشه است.
" يك تشبيه فشرده است. نماد سرچشمه مفاهيم و تصوّرات است.
" فقط يك تأويل (معنى) دارد. نماد تأويلهاى متعدّد و بى‏شمارى دارد.
" به‏جانشين و علاقۀ خود پيوسته است. نماد تصويرى است آزاد و آزادانه عمل مى‏كند.
" جانشين يك مفهوم خارجى است. نماد تن به‏مفهومات حسّى نمى‏دهد.
" شباهت پنهان دو شى‏ء با هم است. نماد با مفهوم خود، وحدت ذاتى دارد.
" در سطح شباهت ميان اشيا مى‏ماند. نماد به معنای نهفته در تصویر عمق و ژرفا می بخشد.
" صريح و محدود است. نماد گنگ و بيكرانه است.
" امر جزئى را تصوير مى‏كند. نماد كلّيت را تصوير مى‏كند.
" آرايه‏اى است در بدنه شعر. نماد كاكل شعر است و محور آن.
" پنهان‏سازى آگاهانه است. نماد پنهان‏سازى ناخودآگاه است.
" صورت ديگرى از نشانه زبانى است. نماد صورت يك انديشه است.
" به‏برونه زبان معطوف است. نماد به‏درونه زبان معطوف است.