درود بر دوستانم

مدت هاست فرصت بازنگری و تجدید خاطره با وبلاگ برایم پیش نیامده بود. در این فاصله که سخت درگیر بودم و با پایان یافتن دوره دکتری و مراحل بعد از آن سرم خلوت تر شد.

از این تاریخ به بعد بیشتر به نوشته های تخصصی تر ادبیات و یا نوشته های خودم می پردازم .

یکی از نوشته های جدید این جانب تقدیم دوستانم.

27مهر.95

شاید
"شاید یه روز دیگه "این شعار هرروزمان می شود از تاریخی به بعد
مدام پشت گوش می اندازیم
مدام می خواهیم برای رفع تکلیف از خیلی از چیزها بگذریم و خیلی از چیزها را ندیده بگیریم
اصلا یه وقتایی پرخالیم و این خلا پر هی مارو سردرگم می کنه و مدام دور خودمون می چرخیم شاید بشه نجات بدیم خودمونو از چی یا کی مهم نیست مهم اینه که بتونیم بهانه ای داشته باشیم برای شایدهای اینده برای گم شدن و گم کردن خودمون.
دنبال هزار و یک دلیلیم برای نبودن در ثانیه ای در مکانی و در خاطره ای یا دریادی.
افسوس که ممکن نیست."شاید "گم ترین لحظه ی بی حضور هرزندگی است و باید که "شاید "را "باید" کنی و گرنه معلقی در زندگی و روزمرگی که تا پادر زمین یا دل در اسمان نداشته باشی نجاتی نیست .
جایی برای تکیه لازم است تکیه ها شایدها را باید می سازند.
جایی برای تکیه لازم است.م. امینی ثانی

مطالب باذکر منبع آزاد است.

ذکر یک نکته هم در این جا لازم است .برخی از مطالب قبلی وبلاگ از جای دیگر نقل شده و هرجا که دسترسی به منبع بوده ذکر شده و اگر نبوده بدون قصد بی احترامی به مولف یا گردآوری کننده بوده است.

دوستان عزیزم عید فطر مبارک

ساده که میشوی همه چیز خوب میشود


ساده که میشوی
همه چیز خوب میشود
خودت
غمت
مشکلت
غصه ات
هوای شهرت
آدمهای اطرافت
حتی دشمنت
 

ادامه نوشته

خاطره ای زیبابه نام

این خاطره به نام دکتر شفیعی معروف شده ولی به قول دوستی ایشان آن را درکلاس هم تکذیب کرده اند اما چون به خواندنش می ارزد وزیباست  به خواندنش می ارزد:

من حدودا 21 یا 22 سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که

ادامه نوشته

 شب آرامي بود؛   يك شب تابستان  سروده    شهاب  قنبری

شب آرامي بود؛   يك شب تابستان

ادامه نوشته

« تجلّي عارفانه ي چهره هاي قرآني برخي از پيامبران در مثنوي »

 

ليلا حاجي

 كارشناسي ارشد زبان وادبيات فارسي ـ دبير ادبيات فارسي مدرسه راهنمايي فجر دزفول

 

  

« تجلّي عارفانه ي چهره ي قرآني برخي از پيامبران در مثنوي »

چكيده:

          در بين آثار كهن ادب پارسي،مثنوي معنوي مولوي ،تنها كتاب عمده در نوع خود است که بيشترين تأثير وبهره را از كلام وحي گرفته است.يكي از اين اثر پذيري ها،تجلّي چهره هاي قرآني خصوصاً انبياء الهي   است كه مولوي به تناسب ذوق عارفانه ي خويش،به اين شخصيّت ها ماهيتي عرفاني بخشيده است.مثلاً از نظرگاه اين عارف بزرگ،خضر(ع)پيري جاودانه ومبارك قدم است كه گم گشتگان طريق حق را از تاريكي جهل ، به سرچشمه ي آب حيات رهنمون می کند. صالح (ع) را عاشق مهجوري مي داند كه با ظهور ناقه ي دوست در كوه وجودش بي درنگ ناقه ي تن را پي مي نمايد تا روحش غرق وصال يار گردد ، داوود(ع) در ديدگاه عارفانه ي مولانا ، نغمه گر  عاشقي است كه آواز خوشش همان نغمه وسخن دروني اولياء الله وعارفان حق است.

كليد واژه: 

 قرآن ، تجلّي عارفانه ، مثنوي ، چهره هاي قرآني


ادامه نوشته

 بررسی و بازگردانی چند بیت از کتب ادبیات فارسی

واژگان کلیدی : تطور زبان ، تحول صرفی و نحوی ، حذف ، ارتباط نحوی ، ظرافت معنایی ، حرف عطف ، آزادی ، رواق بالا ، طرّه سیاه

-       بر چنین دختری به آزادی                  اختیارت کنم به دامادی ( ادبیات اول )

ادامه نوشته

برای دوستان جوان کنکوری ام

زندگی تمام آزمون است ورمز اصلی دراین است که همیشه آماده باشیم شکست ها و پیروزی ها بهانه است قهرمان کسی است که شکست ها را نیز مقدمه ی پیروزی بداند و یادمان باشد تمام لحظه ها بهانه است بهانه ای برای زندگی کردن و نه روز مرگی برای همه ی دوستان جوان که کنکور در پیش دارند آروزی سربلندی می کنم یقینا سربلندی فقط قبولی در فلان رشته ی خاص نیست سربلندی  رضایت از زندگی به میزان تلاش است وادامه دادن .ادامه دادن دعای خیرم بدرقه ی راهتان

به خوندنش می ارزه

افراد باهوش از اشتباهاتشان درس می‌گیرند. اما باهوش‌ترینشان از اشتباهات دیگران.
براندون مال

ادامه نوشته

پارادوکس در سبک هندی متناقض‌نمایى در اشعار شعراى نامى سبک هندى (اصفهانی)


در این مقاله، پژوهنده روى تاریخچه نقیض در ادب پارسى دقیق شده و بسامد آن را در ادوار شعر پارسى (از دوره‌هاى پیشین تا قرن معاصر) بررسى کرده، سپس به واجست نقیض در سبک هندى پرداخته و ویژگى‌هاى مهم آن را برشمرده، آنگاه تعریفى از نقیض (پارادوکس) به دست داده و به ذکر چند شاهد مثال بسنده کرده است. و بالاخره، نقیض را در برخى از صنایع لفظى و معنوى بررسى کرده است که عبارتند از: استعاره در نقیض، اسلوب معادله در نقیض، ایهام در نقیض، تتابع اضافات در نقیض، تشبیه در نقیض، تعدد در نقیض، تناسب در نقیض، حسامیزى در نقیض، عکس در نقیض و کنایه در نقیض.

ادامه نوشته