هفت پیکر نظامی
هفت پیکر یا بهرامنامه چهارمین منظومه نظامی از نظر ترتیب زمانی و یکی از دو شاهکار او(خسرو و شیرین )از لحاظ کیفیت است. این دفتر رااز جهت ساختار کلی و روال داستانی میتوان بر دو بخش متمایز تقسیم کرد:
یکی بخش اول و آخر کتاب درباره رویدادهای مربوط به بهرام پنجم ساسانی از بدو ولادت تا مرگ رازگونه او، که بر پایه روایتی تاریخ گونه است؛ و دیگری بخش میانی که مرکب از هفت حکایت یا اپیزود از زبان هفت همسر او و از زمره حکایات عبرت انگیزی است که دختران پادشاهان هفت اقلیم مطابق تقسیم قدما) برای بهرام نقل میکنند.
این منظومه آمیزهای از جنبه حماسی و غنایی است، بدین معنی که بخش هفت گنبد تماما دارای روح غنایی و تخیل رمانتیک است ولی بخش تاریخی گونه، اگر چه سعی شاعر بر ترسیم چهرهای حماسی برای بهرام بوده، آمیزهای از جنبه حماسی و عناصر غنایی است.
هفت پیکر نظامی
هفت داستان
- داستان گنبد سیاه (داستان شهری که مردمانش همه سیاه پوش بودند)
- داستان گنبد زرد (داستان شاهی که به زنان اعتماد نداشت و کنیزک زرد رو)
- داستان گنبد سبز (داستان بشر پرهیزگار و ملیخای بدطینت)
- داستان گنبد سرخ (داستان بانوی حصاری)
- داستان گنبد پیروزهای (داستان ماهان و دیوان)
- داستان گنبد صندلی (داستان خیر و شر)
- داستان گنبد سپید(داستان دختر و پسری که قصد وصل داشتند اما میسر نمیشد)
در پایانِ نامه هفت پیکر حکیم نظامی درباره هفت داستان (هفت
افسانه) می فرماید:
|
هر یک افسانهای جداگانه |
|
خانهٔ گنج شد نه افسانه |
|
آنچه کوتاه جامه شد جسدش |
|
کردم از نظم خود دراز قدش |
|
وآنچه بودش درازی از حد بیش |
|
کوتهی دادمش به صنعت خویش |
همچنین می فرماید:
|
آنچه بینی که بر بساط فراخ |
|
کردهام چشم و گوش را گستاخ |
|
تنگ چشمان معنیم هستند |
|
که رخ از چشم تنگ بربستند |
|
هر عروسی چو گنج سر بسته |
|
زیر زلفش کلید زر بسته |
|
هر که این کان گشاد زر باید |
|
بلکه در یابد آن که دریابد |
هفت پیکر (سیاره)، روزهای هفته، رنگها
- کيوان (روز شنبه) رنگ سیاه
- خورشید (روز یکشنبه) رنگ زرد
- ماه (روز دوشنبه) رنگ سبز
- بهرام (مریخ) (روز سه شنبه) رنگ سرخ
- تیر (روز چهارشنبه) رنگ پیروزه ای
- مشتری (روز پنجشنبه) رنگ صندلی
- ناهید (روز جمعه) رنگ سپید
در هفت پیکر زمین و آسمان و جلوههای جمال این دو با هم پیوند مییابد:
از یک سو هفت گنبد است ساخته بر زمین و هفت روز و هفت رنگ و هفت اقلیم و هفت عروس که جملگی زمینی است، و از سوی دیگر نظیره قرار دادن اینها با «هفت» های آسمانی (چون هفت سیاره و هفت فلک)، و واسطه این دو با همدیگر گنبدی است که چرخ زنان آهنگ عروج به گنبد دوار دارد.
هفت پیکر ستایش داد و رفق، و نکوهش ستم و بیراهی است.
در پایان نامه هفت پیکر حکیم درباره کتاب می فرماید:
|
مصرعی زر و مصرعی از در |
|
تهی از دعوی و ز معنی پر |
|
تا بدانند کز ضمیر شگرف |
|
هر چه خواهم دراورم به دو حرف |
بهرام كه گور ميگرفتي همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت