واژه ی مغولی ترخان
«حكم ترخاني ارزاني داشته فرمان داد كه جماعت يساولان دست رد پيش ايشان ندارند و از در آمدن به حضرت ما منع نكنند و تا نه گناه كه از ايشان صادر شود نپرسند:
«چنين داد پاسخ كه تا نه نژاد
هر آنكس كه از تخم ايشان بزاد
گنهشان نپرسند ابناي ما
كزين پس نشينند بر جاي ما.»
از مجموع مطالب تواريخ و كتب لغت برمي آيد كه ترخانان مزاياي فوق العاده داشته اند بدين صورت:
1ـ تا نه بار جرائم آنان بخشوده بود.
2ـ تا نه پشت فرزندان ايشان مورد توجه بودند و گناه آنان نيز تا نه بار بخشوده بود.
3ـ در محاربات از غنائم حاصله آنان عوارض ديواني گرفته نمي شد.
4ـ براي رفتن به حضور سلطان به كسب اجازه محتاج نبودند.
5ـ در حضور سلطان اجازه نشستن داشتند.
6ـ در سفر مي توانستند از سلطان جلوتر حركت كنند.
7ـ هرد ختري را (به غير از دختر سلطان) ولو بدون اجازه ي اولياي وي مي توانستند به زني بگيرند.
8ـ از دست سلطان شخصاً تا نه جام شراب مي گرفتند.
9ـ جوايزي كه سلطان از اسب و جامه بديشان مي دادند از يك طقوز (عدد نه) كمتر نبود.
ظاهراً اين رتبه ي ترخاني كه مستلزم معافيت از پرداخت عوارض و ماليات ها بوده به طبقات غيرسپاهي و درباري نيز داده مي شده چنان كه در نامه ي نامي، مجموعه ي منشأتي كه خواندمير صاحب حبيب السير فراهم آورده به نشان ترخاني يكي از تجار برمي خوريم و در آن كتاب اين جملات را مي يابيم:
«... حكم ترخاني كه در وقع حوادث اين جهاني به مثابه ي حرز يماني است نسبت به او اطلاق فرموديم ... حكام و داروغگان بلاد و بقاع و عمال و كلانتران و كوتوالان و مستحفظان طرق و تمغاچيان ممالك محروسه عموماً و ماوراء النهر و تركستان خصوصاً آن كه خواجه مشاراليه را مشمول عنايت و ترخان كرده عاطفت و مرحمت ما دانسته در هيچ باب تمغا از او نطلبند و در هر كارواني كه باشد نامعلومي گويان از او چيزي نستانند و بار او را نگشايند و تكليف خريداري ننمايند و به علت سوقات و سلامانه و پيشكش و خدمتانه متعرض نگردند و مزاحم نشوند و مستحفظان طريق بر سياق راهداري و ملاحان به علت كشتي باني تشويق ندهند و در جميع منازل و مراحل شرايط اعزاز و تعظيم و مواجب و اكرام و تكريم به جاي آورده يورت مناسب مضبوط جهت او تعيين نمايند و در مواضع مخوفه گماشتگان داروغه بدرقه آيند و ايچيان و قوشيچيان چهارپايان او را الاغ نگيرند. هم چنين نشان ترخاني دكان مشك فروشي سربازار كه از طرف سلطان ابوسعيد ميرزا گوركان صادر شده موجود است.
نام قبيله اي از تركان. گوهرشاد بيگم زن شاهرخ تيموري از اين طايفه بود. افراد اين قبيله را در مقام جمع ترخانيان يا تراخنه مي گفتند.