شرح عبارتي از ادبيات ( 2 )

 

الهی عبدالله عمر بکاست اما عذر نخواست.
عبارت « عذر نخواست » ، به معنی توبه نکرد نیست بلکه به معنی از بندگی تو عذر نخواست ، است . ( آزادی از بندگی خدا را      نمی خواهد ) چه در روزگاران گذشته ، هر گاه بنده یا غلامی ، پیر یا فرتوت می شده او را از بندگی آزاد می کرده اند . خرمشاهی در توضیح عبارت : بنده ی پیر آزاد کردن می نویسد : در قدیم رسم بوده که بنده ی پیر را حرمت بگذارند و به پاس خدمات دیرینه آزاد کنند . معنی عبارت :
( عبدالله هر چند پیر شده آزادی از بندگی خدا را   نمی خواهد . )


غلام ، پیر شود خواجه اش کند آزاد     
                           چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا    مولوی
بنده ای پیر شد آزادش کن                
                                  بینشی ده که تو را بشناسد      جامی

 

 

 

تأملی بر ترکیب « قبازره زدن» در شعر خاقانی از ادبيات ( 3 ) عمومي:


   در  لغت نامة علّامه دهخدا براي تركيب « قبا زره زدن » معاني از قبيل «سينه چاك كردن»، «گريبان دريدن» آمده است .
 در  فرهنگ لغات و تعبيرات خاقاني ، تأليف دكتر سجّادي همان معاني سينه چاك كردن و گريبان دريدن را براي اين تركيب حدس زده  است .
دكتركزّازي درگزارش دشواريهاي ديوان خاقاني مي نويسد:     « چنان مي نمايد كه در معني دريدن و چاك زدن پيراهن به كار رفته باشد».
   آنچه در فضاي ابيات اين حدس را تاييد مي كند آن است كه معناي تركيب فوق سينه چاك كردن و قبا دريدن و حتّي چيزي نزديك به اين معاني نيست بلكه مفهوم آن برعكس معنايي است كه شروح ديوان خاقاني به استناد لغت نامه فرض كرده اند

اوّلاً بايد گفت كه همكرد « زدن » به معني پاره كردن و بريدن و دريدن نيست كه حاصل آن را « قبا دريدن » معني كنيم بلكه « زدن » در اينجا به مفهوم بستن و نصب كردن به كار رفته است، چون پوشش هاي روي لباس را علاوه بر « بستن » و « پوشيدن » با همكرد « زدن » نيز بكار مي برده اند. مانند: كمر بند زدن، دستار زدن، بنابر اين « قبا زره زدن » در اين بيت خاقاني يعني قبا زره بستن و بر تن پوشيدن آن به كار رفته و  « قبا زره » ، نوعي قبايِ زره گونه بوده است . چنانکه در بیت زیر آمده :


  
زرّين قبا زره ، زن از ابر سحر گهي             
          
                كانجا چو پيك بسته قبا مي فرست ( ديوان / 557 )


  
خاقاني دراين ابيات خطاب به صبحدم مي گويد : « قبا زرهي زرّين »


 ( نوعي قبايِ زره گونه ) كه از جنس  ابر سحر گاهي است بر تن پوش. زيرا لازم است كه تو هم مانند پيك بسته قبا

 

   (آماده ) اين سفر را انجام دهي.  پس در فضاي اين بيت ها موضوع بستن قبا مراد بوده نه چاك كردن آن.