آرامش
پادشاهي جايزهي بزرگي براي هنرمندي گذاشت كه بتواند به بهترين شكل، آرامش را تصوير كند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلوها، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهاي آرام، كودكاني كه در خاك ميدويدند، رنگين كمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلوها را بررسي كرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب كرد. اولي، تصوير درياچهي آرامي بود كه كوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعكس كرده بود. |
|
|
تصوير دوم هم كوهها را نمايش ميداد. اما كوهها ناهموار بود، قلهها تيز و دندانهاي بود. آسمان بالاي كوهها به طور بي رحمانهاي تاريك بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سيلآسا بود. اين تابلو هيچ با تابلوهاي ديگري كه براي مسابقه فرستاده بودند، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه ميكرد، در بريدگي صخرهاي شوم، جوجهي پرندهاي را ميديد. آن جا، در ميان غرش وحشيانهي توفان، جوجه گنجشكي، آرام نشسته بود. پادشاه درباريان را جمع كرد و اعلام كرد كه برندهي جايزهي بهترين تصوير آرامش، تابلو دوم است.
|
|
بعد توضيح داد:
آرامش آن چيزي نيست كه در مكاني بي سر و صدا، بي مشكل، بيكار سخت يافت ميشود، چيزي است كه ميگذارد در ميان شرايط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود.
اين تنها معناي حقيقي آرامش است
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 8:8 توسط م.امینی ثانی
|